
سبک زندگی ناباروری به رفتارها و شیوههای زندگی قابل تغییر گفته میشود که میتوانند بر سلامت عمومی، رفاه فردی و همچنین باروری افراد تأثیر بگذارند.
نقش عوامل و علتشناسی سبک زندگی ناباروری، توجه روزافزون پژوهشگران را به خود جلب کرده است.
تولیدمثل یکی از مهمترین رویدادهای زیستی در تمامی موجودات زنده به شمار میرود.
در طول پنج تا شش دهه گذشته، گزارشهایی از کاهش شاخصهای سلامت باروری در نقاط مختلف جهان، بهویژه در کشورهای صنعتی و توسعهیافته، منتشر شده است که این وضعیت تا حد زیادی ناشی از عوامل قابل اصلاح مرتبط با سبک زندگی است.
مطالعات متعدد شواهدی مبنی بر ارتباط میان سبک زندگی ناباروری در هر دو جنس مرد و زن ارائه کردهاند.
سن به عنوان یک عامل خطر مهم و غیرقابل تغییر شناخته میشود.
سیگار کشیدن، مصرف رژیمهای غذایی پرچرب، مصرف الکل و کافئین، کمبود فعالیت بدنی، رفتارهای جنسی پرخطر، سوءمصرف مواد مخدر، اضطراب و افسردگی، استفاده از تلفن همراه و قرار گرفتن در معرض اشعهها، از جمله عوامل سبک زندگی قابل تغییر هستند .
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO)، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد زوجها در سراسر جهان نابارور هستند و حدود ۵۰ درصد زنان نابارور در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند.
برآورد شده است که حدود یک زوج از هر شش زوج، یا تقریباً ۱۵ درصد جمعیت کشورهای صنعتی پیشرفته، تحت تأثیر ناباروری قرار دارند.
زوجین نابارور به دلیل فشارهای خانوادگی و اجتماعی، دچار آسیبهای عاطفی و روانی میشوند.
خوشبختانه، بیشتر علل ناباروری قابل درمان هستند و بسیاری از روشهای درمانی در قالب فناوریهای کمکباروری (ART) ارائه میشوند.
با این حال، اصلاح برخی عوامل سبک زندگی قابل تغییر میتواند موجب بازگشت بلوغ طبیعی اووسیتها در زنان و بهبود کیفیت مایع منی در مردان شود.
درک مکانیسمهایی که از طریق آنها رفتارهای قابل تغییر سبک زندگی موجب اختلال در باروری زنان و مردان میشوند، نقش مهمی در مدیریت افراد مبتلا خواهد داشت.
هدف این مقاله، بررسی اثرات نامطلوب برخی رفتارهای مرتبط با سبک زندگی و ارائه راهکارهایی برای افزایش شانس بارداری در زوجین نابارور و بهبود کیفیت زندگی آنان است.
تأخیر در فرزندآوری / سن آغاز تشکیل خانواده سن تأثیر قابل توجهی بر تولیدمثل انسان دارد.
با افزایش سن، تغییرات فیزیولوژیک متعددی در مردان و زنان رخ میدهد.
اگرچه مردان حتی در سنین بالا نیز قادر به تولید اسپرم هستند، اما افزایش سن پدری به عنوان یکی از عوامل اصلی مؤثر بر عملکرد بیضه، هورمونهای جنسی، کیفیت اسپرم، سلامت DNA اسپرم، طول تلومرها و عوامل اپیژنتیکی شناخته شده است.
این تغییرات مرتبط با افزایش سن، اثرات نامطلوبی بر باروری دارند و میتوانند منجر به پیامدهای نامطلوب بارداری مانند:
ناهنجاریهای مادرزادی، مرگ جنین، سقطهای مکرر شوند.
همچنین سن بالای پدر با بیماریهایی نظیر: اوتیسم، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، آکندروپلازی ارتباط دارد.
گزارش شده است که افزایش سن باعث تشدید تخریب و قطعهقطعه شدن DNA اسپرم میشود و این امر یکی از عوامل کاهش موفقیت درمانهای کمکباروری (ART) در زوجین نابارور است.
پیامدهای سن بالای پدر
زنان با تمام تخمکهایی که در طول زندگی خواهند داشت متولد میشوند، تعداد و کیفیت این تخمکها به مرور زمان کاهش مییابد. پس از ۳۵ سالگی، کاهش باروری در زنان به طور چشمگیری افزایش مییابد. همچنین با افزایش سن مادر، میزان ناهنجاریهای ژنتیکی و سقط خودبهخودی افزایش پیدا میکند.
ساعت زیستی: تنظیمکننده طول عمر باروری زنان احتمالاً به منظور کاهش عوارض ناشی از بارداریهای غیرطبیعی در سنین بالا و صرفهجویی در انرژی برای حفظ عملکرد سایر اندامهای بدن تکامل یافته است.
پیامدهای سن بالای مادر
زوجها باید زیستشناسی پیری و تأثیر آن بر باروری هر دو جنس را به خوبی درک کنند تا بتوانند همراه با ارائهدهندگان خدمات سلامت، درباره تأخیر در فرزندآوری، زمان مناسب تشکیل خانواده و درمانهای ناباروری تصمیمگیری آگاهانه داشته باشند.
چاقی به دلیل جهانیشدن، در کشورهای در حال توسعه نیز به طور فزایندهای شایع شده است.
بیاشتهایی عصبی (Anorexia Nervosa)، پرخوری عصبی (Bulimia) و ناباروری شیوع ترکیبی بیاشتهایی عصبی و پرخوری عصبی در میان زنان در سنین باروری حدود ۵ درصد برآورد شده است.
پرخوری عصبی نوعی اختلال خوردن است که با دورههای پرخوری شدید و سپس روزهداری، استفراغ عمدی یا تخلیه اجباری معده همراه است. این اختلال یک بیماری عاطفی محسوب میشود که موجب تصور نادرست از تصویر بدن و تمایل وسواسی به کاهش وزن میشود.
بیاشتهایی عصبی نیز نوعی اختلال خوردن است که بیشتر منشأ روانشناختی دارد و با گرسنگی دادن شدید به خود به علت برداشت نادرست از تصویر بدن مشخص میشود.
هر دو اختلال فوق در زنان مبتلا به درجات شدید، موجب سرکوب تخمکگذاری شده و مسئول حدود ۶۰ درصد موارد ناباروری ناشی از عدم تخمکگذاری هستند.
در مردان موجب کاهش غلظت اسپرم، کاهش تحرک اسپرم، اختلال در شکل طبیعی اسپرم، افزایش آسیب DNA اسپرم میشود. مکانیسم دقیق اثر سیگار بر کیفیت اسپرم هنوز کاملاً مشخص نیست.
در زنان، سیگار کشیدن میتواند باعث افزایش ضخامت زونا پلوسیدا (Zona Pellucida) شود که نفوذ اسپرم به تخمک را دشوار میکند.
همچنین گزارش شده است که یائسگی در زنان سیگاری ۱ تا ۴ سال زودتر از زنان غیرسیگاری رخ میدهد.
نوع، میزان و مدت زمان مصرف الکل تعیینکننده شدت آسیب است.
الکل بسیاری از مواد مغذی ضروری بدن مانند ویتامین B، روی، آهن، منیزیم، کلسیم، سدیم و پتاسیم را کاهش میدهد، و این ویتامینها و مواد معدنی برای عملکردهای مختلف بدن از جمله تولیدمثل ضروری هستند.
مصرف الکل موجب افزایش استروژن و کاهش تستوسترون در همه انواع سوءمصرف آن میشود.
الکل یک ماده تراتوژن شناخته شده است و مصرف آن میتواند باروری را کاهش دهد.
مصرف منظم و سوءمصرف نوشیدنیهای انرژیزا حاوی کافئین در حال افزایش است.
این نوشیدنیها به سرعت از غشاهای زیستی عبور کرده و در سراسر بدن پخش میشوند و ممکن است موجب اختلال در توسعه و عملکرد غدد جنسی مردان شوند.
ورزش منظم سلامت عمومی و رفاه افراد را تحت تأثیر قرار میدهد و احتمالاً از چاقی، بیماریهای قلبی-عروقی، دیابت نوع ۲ و استرس روانی محافظت میکند.
در زنان چاق و نابارور، بهبود تناسب اندام و سلامت روان باعث افزایش قابل توجه تخمکگذاری و شانس بارداری میشود.
در مقابل، ورزش بیش از حد و عادات غذایی نامناسب در ورزشکاران زن میتواند موجب کاهش شاخص توده بدنی (BMI) و در نتیجه کاهش سطح استروژن شود که بر چرخه قاعدگی و تخمکگذاری اثر منفی دارد.
داروهایی مانند ماریجوانا، هروئین، متآمفتامین و کوکائین میتوانند از جفت عبور کرده و خطر وزن کم هنگام تولد، ناهنجاریهای مادرزادی، زایمان زودرس، سندرم مرگ ناگهانی نوزاد (SIDS) و تغییرات ظاهری جنین را افزایش دهند.
زنانی که در دوران بارداری مواد مخدر مصرف میکنند تا دو برابر بیشتر در معرض سقط جنین هستند.
در مردان، این رفتار پرخطر میتواند منجر به عفونتهای مقاربتی و ناباروری شود.
شواهد جدید نشان میدهند که استفاده از تلفن همراه میتواند اثرات منفی بر باروری داشته باشد.
افزایش تعداد کاربران موبایل و نگهداری آن در جیب شلوار باعث شده است که تلفن همراه به منبع اشعههای مضر برای دستگاه تناسلی مردان تبدیل شود.
این دستگاهها امواج رادیوفرکانسی را منتقل یا دریافت میکنند که میتواند تحرک، تعداد و شکل اسپرم را تحت تأثیر قرار دهد.
شواهد علمی نشان میدهند که اضطراب و افسردگی میتوانند تولید اسپرم را شدیداً کاهش دهند، عمدتاً با مهار ترشح تستوسترون.
محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA) اثر مهاری مستقیم بر محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–گناد (HPG) و سلولهای لیدیگ در بیضهها دارد.
هورمون مهارکننده گنادوتروپین (GnIH) نیز اثر مهاری بر محور HPG دارد که منجر به کاهش سطح تستوسترون و تغییر در سلولهای سرتولی و سد خون-بیضه میشود و در نهایت اسپرمزایی متوقف میشود.
در زنان نیز اضطراب و افسردگی اثر مهاری بر سیستم تولیدمثل دارند.
به زوجین نابارور توصیه میشود از اضطراب و افسردگی دوری کنند و از برنامههای مدیریت استرس و فعالیتهای آرامسازی دورهای برای افزایش شانس بارداری بهره بگیرند.
شنبه تا چهارشنبه: صبح و بعدازظهر
پنج شنبه: صبح
شنبه تا چهارشنبه: صبح و بعدازظهر
پنج شنبه: صبح